X
تبلیغات
رایتل

آوَخ

آوَخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوَخ! چه داد به ما هدیه آموزگار.....

زمستان و منِ آواره

...زمستان به یادم میاره که آواره تر از این حرف هاییم که به خود گمان بریم خانه ایی توانیم جست... یادِ منِ آواره میاره که اگر زنده ام، صدقه سری هیچ سر پناهی نیست، مگر خود زمستان که مجال داده هنوز باشم...

چنین است زمستان...

برچسب‌ها: ملالت و تفکر
تاریخ ارسال: چهارشنبه 3 دی‌ماه سال 1393 ساعت 10:02 ب.ظ | نویسنده: آوخ | چاپ مطلب