X
تبلیغات
رایتل

آوَخ

آوَخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوَخ! چه داد به ما هدیه آموزگار.....

تاریخ مفاهیم به مثابه شرط امکان فهم تاریخ و مفهوم

هر پژوهش فلسفی جدی و استخوان دار، بر دو پایه استوار میشود؛ یکی دقت مفهومی و دیگری ژرفای تاریخی. از جمله مواردی که دسته بندی بی معنای تحلیلی-قاره ای نمی تواند توضیح دهد، همین وابستگی هر فلسفه به این دو ست. اما باید مراقب بود! این سخن به معنای پیشنهاد در هم آمیختن شیوه ی تحلیلی و قاره ای نیست -چنانکه برخی در هر دو سنت سودای آن را دارند- بلکه بدان معناست که خود اصل دقت به عنوان اصل الاصول جریان تحلیلی و اصل تاریخیت به عنوان اصل الاصول جریان قاره ای، به شیوه ای درونی به یکدیگر وابسته اند؛ چنانکه هر دقت مفهومی در یک کانتکس تاریخی داده شده «ممکن» میشود و هر نگاهی به جانب تاریخ، از رهگذر یک چشم مسلح به توان تمییز  تحلیل مفهومی «امکان» خود را تمهید میکند، چنانکه بدون چنین چشمی، تاریخ به مثابه توده ای بسیط و یا حاکثر سیاله ای بی نظم از رخدادها پدیدار میگردد که فاقد هر معنای مقومی ست.

فهم تاریخ پس پشت مفاهیم هماره ما را از اخذ نتایج قطعی و ساده انگارانه منع میکند و در عین حال نتایج ماخوذ ما را استوارتر می سازد؛ همچنانکه به میان کشیدن پای تحلیل های مفهومی، ما را از یک جانبه فهمیدن معنای تاریخی امور دور می سازد و ضمنا به قلب افق تاریخی نزدیک تر می کند

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 21 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 02:28 ب.ظ | نویسنده: آوخ | چاپ مطلب