X
تبلیغات
رایتل

آوَخ

آوَخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوَخ! چه داد به ما هدیه آموزگار.....

اومانیسم، هرچند محال تر، اما ضروری تر

... نه گفتار کلاسیک آمریکایی از همه ی انسان ها میگوید و نه گفتار داعش از همه ی مومنان. همه ی انسان ها، کلیت انسان، یا دقیقتر بگوییم انسان بماهو و فی نفسه، همانگونه که کاشی نیز اشاره کرده، عنصر اصلی اندیشه ی عملی کانتی ست و این ارتباطی به وضع آسیب شناسانه ی گفتارهای جزیی سیاسی کنونی ندارد، که به تعبیر شما «وضعیت از هم گسیخته ی کنونی دنیا» از آن ناشی شده. متن شما میخواهد با بدبینی به سیاست اومانیستی بنگرد، اما برای چنین بدبینی و فیگور انتقادی هنوز خیلی خام به جهان و مقتضیات آن می پردازد. ولو در انتها برای جلو گیری از سوتفاهم «خردک امتیازی» هم به نگره ی اومانیستی میدهد، اما هنوز از درک این نکته. بسیار فاصله دارد که اومانیسم، برای اومن(انسان) جزیی جدایی ناپذیر است، چه در نظر و چه در عمل، و نهایتا راه هر سیاست مربوط به انسان، از تعیین نسبت با اومانیسم میگذرد، ولو به درک خام و اخلاقی و شاعرانه از اومانیسم محدود نماند. اومانیسم را ایدئولوژی و نسخه ی فکر غربی و بیگانه گان دانستن (که البته در متن شما به آن تصریح نشده) یا لحاظ کردنش همگون یک راه حل بطئی و جزیی، خود بخش بزرگ از مشکلی ست که سیاست و سرنوشت امروز جهان با آن دست و پنجه نرم میکند و روی دیگر سکه ی اعتماد خام و تکیه ی ایدئولوژیک کردن به آن است.

علم و عمل بدون تکیه بر انسان و کلیت او، دهشتناک تر و ویرانگر تر از آن است که بتوان تصور کرد، اما تنها با تکیه بر آن نیز، نه علمی قوام میگیرد و نه عملی. نیاز امروز ما به اومانیسم همانقدر بیشتر شده که امید ما از آن بریده تر، وانگهی بدبینی به اومانیسم اگر خام و ناشی از اغراض دیگر نباشد، دست بالا طرح مساله ی ما ست در قبال اومانیسم، اما وقتی مساله را طرح کنیم و پروای تامل و پاسخ در سر نداشته باشیم، در بهترین حال، پاسخ را دورتر و بغرنج تر میکنیم. ما را گریزی از به دوش کشیدن درد پرسش نیست

تاریخ ارسال: دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 04:01 ب.ظ | نویسنده: آوخ | چاپ مطلب