آوَخ

آوَخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوَخ! چه داد به ما هدیه آموزگار.....

آوَخ

آوَخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوَخ! چه داد به ما هدیه آموزگار.....

نشانه های ویرانی تجربه

از نشانه های ویرانی و فقر تجربه، یکی هم آن است که پیشاپیش حس میکنیم که هر چیز را میتوان تجربه کرد، و این معنی تلخی دارد: اینکه هیچ «چیز خاص»ی را نمیتوان تجربه کرد..

نظرات 2 + ارسال نظر
... سه‌شنبه 3 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 07:08 ب.ظ

ممکن نیست خرده تاملات فلسفی شما معطوف به "شعف" (وجد) و تفکر شود؟

متوجه نمی شم، حالا شاید شعف را شما مقابل ایده های من میبینی، اما این که حساب تفکر را جدا میکنی را حقیقتش نمی فهمم؟ یعنی این خرده تاملات معطوف به تفکر نیست؟

amir جمعه 6 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 08:26 ق.ظ

چند روز پیش با وبلاگت در حین سرچ کردن در رابطه با کتاب "چرندیات پست مدرن" آشنا شدم،آن صفحه را کپی کردم و گفتم حالا بعد از راحت شدن از زحمت خواندن کتاب به این نقل قولها هم بعدا گوشه چشمی می اندازم!......نمیدانم چه شد که دوباره سر از وبلاگت در اوردم!! به هرحال!....باید بگویم مجبورم کردی قلمم را بردارم و چندتا از خرده تاملاتت را روی برگه بیاورم!خصوصا آن جمله ات در باب کلنجار را:
"نوشته ایی که از هر سطرش نشود بوی کلنجار نویسنده با خودش را شنید،نوشته نیست،شوخی مسخره ی نویسنده با ماست!"
خلاصه اینکه خوشحال شدم چند دقیقه ایی در معیتتون بودم!
به هر حال هیچ کس از تحسین بدش نمیاد! تحسین بنده ی حقیر رو هم بپذیرید!

ممنون عزیز، شرمسار میکنید...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد