آوَخ

آوَخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوَخ! چه داد به ما هدیه آموزگار.....

آوَخ

آوَخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوَخ! چه داد به ما هدیه آموزگار.....

شکوه یک خدای لال!

با وجود همه ی حرمت و رازوارگی که برای کلمه قایلم و همینطور این که اشتیاقم به واژه بیش از هر چیز دیگری ست، اما هیچ گاه نتوانستم اعتماد و آرامشی را که در سکوت محض و فقدان کلمات هست را در هیچ واژه و عبارتی بجویم! کسی چه میداند؟! شاید یک خدای لال با شکوه تر باشد!

نظرات 1 + ارسال نظر
سفر شنبه 29 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 11:59 ب.ظ

مگر خدای هم اصلن حرف میزند ؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد