آوَخ

آوَخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوَخ! چه داد به ما هدیه آموزگار.....

آوَخ

آوَخ! چه کرد با ما این جان روزگار، آوَخ! چه داد به ما هدیه آموزگار.....

ابرها

ابرها، این بیشه های آب و زیبایی

خیمه های خیس نور و سایه، اما با نهاد موج

آشیان بی قرار روح شیدایی

عاصی آزاد نا آرام

بی چرا زیبایی دیوانه را تا ناکجا همگام

در سماع و پرسه و رقص تماشایی.

  ادامه مطلب ...

تخلیه ی ملک!

گویا بیان بنا دارد دیگر خدمات وبلاگش را از رده خارج کند. از همان زمان که آنجا رفتم هم گویا می دانستم اقامت موقت است و آن ملک هم اجاره ای است!

چه بهتر! شاید این تقدیر همه است که به منزل آغازین و خانه ی پدری شان بازگردند؛ به ملک طلق خودشان. هیچ فضای ساختگی دوام ندارد.