-
در جست و جوی خیرِ اعلی...
پنجشنبه 30 آبانماه سال 1398 12:39
1) زیست فلسفی تمایزی اساسی با دیگر صور حیات دارد: فیلسوف در جست و جوی خیر مطلق است. تردیدی نیست که هر انسانی که قوای دماغی سالمی داشته باشد، هماره در جست و جوی خیر است. وانگهی در زیست غیر فلسفی، خیر همواره «به مثابه چیزی» لحاظ می شود. این چیز می تواند سلامت، سعادت، سودمندی و چیزهایی نظیر آن باشد. به این معنا، زیست...
-
تفکر فلسفی به مثابه گرداب تاریخ
پنجشنبه 30 آبانماه سال 1398 12:35
1) تاریخی بودن تفکر فلسفی، هیچ گاه نباید ما را از این حقیقت غافل کند که تفکر فلسفی رخ نمی دهد، مگر علیه و در برابر تاریخ. تفکر فلسفی - و تفکر به طور عام- پیشروی در جریان زمان و همراه با آن نیست، اگرچه ایستایی و رسوب در کف رودخانه ی زمان نیز نیست. تفکر نقاط گردابی رودخانه ی زمان است، لحظاتی که جریان پیشرونده ی زمان در...
-
تاملی در معنای «تامل»
یکشنبه 27 مردادماه سال 1398 14:57
1) لفظ «تامل» را در تداول گفتاری، قریب به معنای تفکر به کار میبرند. با این حال تفاوت ظریفی در فارسی، در صرفِ افعالِ، بین تفکر و تامل وجود دارد. فارسی زبانان عموما «به» امور گوناگون تفکر میکنند، اما برای تامل کردن، باید «در» آنها تامل کنند. حرف اضافهی «به» برای صورت متعدی فعل تفکر و حرف اضافی «در» برای صورت متعدی فعل...
-
بحران ناتمامیت و تفکر آینده
سهشنبه 22 مردادماه سال 1398 13:36
1) هر آنچه آغاز و انجام داشته باشد، معنایی نیز دارد. معنای یک شکل هندسی را از طریق تشخیص مرزها و لبههای آن میفهمیم. همچنین است تفاوت انواع در منطق کلاسیک؛ هر نوع موجود را از سویی با مبدا و آغازگاه آن (جنس) و منتها و نقطهی تعین و پایان آن (فصل) از انواع دیگر متمایز میکنیم. اسب آن نوع موجودی ست که وجودش از حیوانیت...
-
سهل و ممتنع زبان فلسفه
چهارشنبه 16 مردادماه سال 1398 15:20
1) فیلسوفان همواره تحت تعقیب سایهای هستند. این سایه، سایهی یک شی خارجی نیست، سایهی خود آنها است، چرا که فیلسوف را، در مقام کسی که همواره رو به سوی خورشید خیر اعلا و حقیقی دارد، لاجرم سایهای همراهی خواهد کرد، سایهی خودش. 2) با قیاس از این تمثیل، میتوان همواره در کنار فلسفه، از سایههای فلسفه نیز سخن گفت. سایه در...
-
تاملاتی دربارهی دین، تکفیر، سکولاریسم و الهیات سعادت
جمعه 11 مردادماه سال 1398 22:00
1- هنگامی که از تمایز میان امر دینی/امر غیر دینی سخن میگوییم؛ دقیقا از چه سخن میگوییم؟ به یک اعتبار، ظاهرا تمایزی فرهنگی مراد گوینده است: برخی فرهنگ دینی دارند، به سبک زندگی دینی زیست میکنند، معتقدات دینی را مفروض میگیرند یا میپذیرند و برخی دیگر، چنین نیستند. در بادی امر، نفس تمایز دینی/غیردینی، تمایزی سکولار...
-
هستی شناسی اکنون، نظریه ی بحران، استقرار سوژه ی آزاد ایرانی، زهدان الهیاتی و باقی قضایا!
جمعه 11 مردادماه سال 1398 02:15
سلام مجدد بر دکتر دخانچی عزیز و خلاق! در رابطه با این نتیجه گیری به سیاق سابق، نقدهایی رو مطرح میکنم. همونطور که پیشتر خودت روش نقد من رو توضیح داده بودی، سعی میکنم این نقدها را از موضعی بیرونی و تا حد امکان، مخالف خوان طرح کنم تا هم امکان درک گزاره هات مهیا بشه، هم نقاط ضعفی که یک حریف میتونه با اونها پروژت رو زمین...
-
لذت و ذلت فلسفی
دوشنبه 7 مردادماه سال 1398 14:55
1) لذت فلسفهورزی، لذتی دوگانه است. فیلسوفان هم از قوهی ساخت و پرداخت خود -تخیل- و هم از قوهی دریافت خود -ادراک- توامان متلذذ میشوند. گاهی کسانی از کشف و درک امور و معانی احساس لذت میکنند -لذت نظاره گری و شهود-، و گاهی کسان دیگر از خلق و ایجاد چیزی جدید -لذت خلاقیت هنری-. فیلسوف اما این دو لذت را با هم تجربه...
-
فلسفه و هنر: راه بیپایان ادراک
شنبه 5 مردادماه سال 1398 15:42
1) مدیوم فلسفه، مفاهیم محض یا معقول است؛ مدیوم هنر، تجربه. این دستهبندی چه بسا بیش از حد انتزاعی، سادهساز و غیرواقعی به نظر بیاید، اما به هیچ وجه نادرست نیست. برای اینکه این دستهبندی سوتفاهم نیافریند، باید یه یاد داشت: این تفکیک نافی درهمتنیدگی فلسفه و ادبیات، یا عقل و تجربه نیست. مساله بر سر قوایی ست در وجود...
-
چگونه میتوان از انسان متنفر بود؟
جمعه 4 مردادماه سال 1398 02:07
1) آدمی توان حیرتانگیزی در اشتباه کردن دارد. مابقی موجودات هم مرتکب اشتباهات میشوند، اما شاید تنها انسان باشد که میتواند هیچ حد و مرزی در اشتباه و حماقت و بل دنائت نداشته باشد. فیلسوفان بسیاری کوشیدهاند سرمنشا خطا را در آدمی توضیح دهند، به ویژه فیلسوفان مسیحی که برای پرداختن به این مساله، پس زمینی دینی ای به نام...
-
در نقد ابتذال تلگرامی به نام فلسفه
چهارشنبه 2 مردادماه سال 1398 14:57
سلام آقای شریعتی. یکی از دوستانم متنی را برایم از کانال "کافه مدرسه" فرستاد که گویی نقد شما بر افکار عبدالکریمی بود.مدتها بود که به زبان گوشه و کنایه،طعنه هایی به عبدالکریمی و افکار او نثار میکردید، منتظر بودم تا ببینم براهین و دلایل پس پشت آن لحن از خود متشکر و تسخرزن چیست، که با انتشار این متن عیار مدعی و...
-
فلسفه و طبایع خیال اندیش: دوستدار سوفیا یا دوستدار فیلسوف؟
سهشنبه 1 مردادماه سال 1398 22:53
1) آیا باید از استقبال عمومی نسب به فلسفه خشنود بود؟ چنین استقبالی، لزوما نشانهی بلوغ عقلانیت فلسفی و انتقادی ست؟ به نظرم نباید به این مساله چندان خوشبین بود. چه بسا که چنین شیوع و رواجی، حتا در جهت عکس رشد و بلوغ عقلانی فرد یا جامعه عمل کند. 2) جلال الدین بلخی رومی، به عنوان یکی از نمایندگان سنت عرفانی و تصوف،...
-
الگویی دیگر برای مواجهه با دیگری
شنبه 29 تیرماه سال 1398 15:09
اگر بخواهیم هویت فرهنگی ایرانی را در یک گزاره عام فرموله-ساده سازی کنیم، پیشنهاد من چنین است: مقاومت فرهنگی از راه تصرف در دیگری. اما به چه معنا؟ به نظر میرسد که ایرانیان زمانی که با دیگری خود در مقام یک آنتاگونیست یا دشمن یا فرهنگ مهاجم و غالب مواجه می شدند، دست به گونه ای ابتکار فرهنگی میزدند تا از اضمحلال و انحلال...
-
در نقد پروژه ی اسلامیسم
جمعه 28 تیرماه سال 1398 16:34
سلام مجدد بر دکتر میلاد عزیز، متن رو کامل خواندم. هنوز ابهامات و مسائلی به نظرم میاد که بد ندیدم آنها رو خیلی تلگرافی و با شماره بندی طرح کنم. سعی میکنم ادعاهامو در قالب گزاره و پرسش صورت بندی کنم و تا حد امکان استدلال هاشونو نگم یا کوتاه بگم تا از تشتت متن و تکرار مطالب قبلی پرهیز کنم: 1-ارائه ی مفهوم انتزاعی از...
-
تاملی بر نسبت دیانت و سیاست در ایران
جمعه 28 تیرماه سال 1398 01:12
مایلم بحث اصلی ام را از همان گزاره ای که از صدرا نقل کردی-نسبت دیانت به سیاست مثل نسبت روح به بدن است- شروع کنم. اولین مطلب این است که این گزاره، اصلا گزاره ای بدیهی نیست و بلکه اصلا معنای روشنی نداره مگر اینکه آن را در سایه ی تاریخ عملی و متافیزیک نظری ایرانشهری بفهمیم، یعنی جایی که اولا چنین نسبتی -بین دین و سیاست-...
-
تاریخ یا نقل؛ مساله این است...
سهشنبه 25 تیرماه سال 1398 19:30
در اثنای مباحث فلسفی و شبهه فلسفی، بسیار پیش می آید که با شبهه استدلالی اینگونه مواجه میشویم: "چنین است، چون زید (افلاطون، دکارت، هگل و ...) چنین گفته یا آن را ثابت کرده یا نشان داده است..." این نحوه برهان آوری، اگرچه لزوما مطرود و ناموجه نیست و اساسا در معرفت شناسی استناد به گواهی و انترسوبژکتیویته، صورتی...
-
مناقشه ی استعاره و مفهوم؛ پرسش از تخیل فلسفی
سهشنبه 25 تیرماه سال 1398 19:27
1) متون فلسفی، هماره در معرض اتهام مبهم بودن اند. این به معنای لزوما مبهم بودن آنها -یا وارد بودن اتهام ابهام- نیست، اما اگر بپذیریم که متن فلسفی متوجه نوعی از مفاهیم است که عمدتا در تجربه ی روزمره با آنها سر و کار نداریم یا به نحو مستقیم به آنها نمی اندیشیم، بنابراین بدیهی ست که متن حاوی آن معانی، برای مخاطب عمومی،...
-
تقدم پرسش بر پاسخ در فلسفه
سهشنبه 25 تیرماه سال 1398 19:23
1) کسی را که صرفا به فلسفه ی فیلسوفان تسلط داشته باشد، نمی توان فیلسوف خواند. فلسفه میتواند حرفه ی افراد باشد، همچنان که میتواند سرگرمی یا موضوع کنجکاوی یا حتا علاقه ی افراد باشد. با این همه، هنوز نمی توان کسی را که چنین نسبت هایی با فلسفه دارد،به معنای دقیق کلمه فیلسوف خواند. 2) فیلسوف بودن، درست همانند هنرمند بودن،...
-
پروست و نقد عقل محض
سهشنبه 25 تیرماه سال 1398 19:12
شاید با مطالعه ی این صفحات دریابیم که [روش سنت بوو] موجب ایجاد مشکلات بزرگی در حوزه ی اندیشه و بلکه بزرگترین مشکل برای یک هنرمند می شود، و بر این اساس به تنزل جایگاه عقل معتقد شویم، یعنی همان موضوع که از ابتدا از آن سخن گفتم. مع الوصف، همین تنزل جایگاه عقل را هم باید بر عهده ی خود عقل بگذاریم تا خودش [ضرورت این تنزل]...
-
کثرت افقی و عمودی در شناخت و کیستی فیلسوف
سهشنبه 25 تیرماه سال 1398 19:10
1)کثرت موجودات در جهان دو چهره دارد: گاهی موجودات به این سبب از هم متمایز و کثیر میشوند که دارای رتبه و شدت وجودی متفاوتند (مثل تفاوت نیروی بیشتر از نیروی کمتر) و گاهی تفاوت آنها به سبب اختلاف میان ذوات و هویت آنهاست. کثرت نخست را کثرت عمودی، و کثرت دوم، کثرتی افقی ست. 2) متناسب با این دو نوع کثرت، دو نوع شناخت داریم،...
-
دشواری تناهی
سهشنبه 25 تیرماه سال 1398 19:09
تناهی انسان، بیش از آنکه به معنای محدودیت، کران مندی یا ضعف او باشد؛ به معنای فقدان تمامیت اوست. آدمی هماره خواهان تام بودن است و این خواهش، ریشه در تمنای سعادت یا جاودانگی او دارد. زمان هماره اصلی ست که به تمامیت رسیدن آدمی را به تعویق می اندازد و نقطه ی پایانی زمان نیز، نه نقطه کامل و تام شدن، بل نقطه ی تمام شدن یا...
-
آزادی در چشم انداز فلسفه
سهشنبه 25 تیرماه سال 1398 18:52
آزادی آیا فعل و ترک فعل از روی اختیار است؟ ظاهرا عمدتا از این واژه این معنا را اراده میکنیم. اما خود اختیاری بودن به چه معناست؟ لابد خواهیم گفت مجبور نبودن. اما چه زمانی مجبور نیستیم یا مجبور نمی شویم؟ وقتی که فعل یا ترک فعل ما حاصل علتی بیرون از ما نباشد. بسیار خب، اگر فرض تجرد نفس و جوهریت روحانی نفس را کنار بگذریم،...
-
بازگشت آوخ...
سهشنبه 25 تیرماه سال 1398 16:32
سال ها پیش که در آوخ مینوشتم تصور میکردم اینجا پاتوق نوشته ها و دفترچه ی یادداشت های اینترنتی ام خواهد شد؛ پس از مدتی اما اینجا به حال خود رها شد. مدتی در فیس بوک می نوشتم و برخی از نوشته های آنجا را اینجا بازنشر میدادم؛ پس از آن مدتی دست از نوشتن کشیدم، دو سال پیش مجدد بلاگی جدید را شروع کردم اما پلاتفورم بی هویت و...
-
وقتی قلم باهات راه نیاید
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1395 16:03
1) خیلی وقت ها دلت خوش است، پیش خودت فکر میکنی که لابد همینجاست، توی جیب شلوارم، یا چه می دانم، شایدم جیب کتم! همین که می نشینی پشت میز، به حساب بودنش، حسابی برای خودت سفارش میدهی، از هر چه که دل تنگت هوس کرده باشد، از جون مرغ تا شیر آدمیزاد، اما همینکه وقت حساب پس دادن برسد، وقتی که دستت بخورد به هیچی لنگر انداخته ته...
-
خطاب به دوستی که روزگاری عصیان بود...
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1395 16:02
وقت بس تنگ است و محنت بی پایان؛ برون باید کشید از این ورطه رخت خویش، ورطه ی طلب معنا و ناکامی بی پایانش. معنایی که اگر روزی هم پیدایش شود، باید یقه اش را چسبید و کنج دیوارش گذاشت و به او گفت که نوش داروی بعد از مرگ، نیش است و ریشخند، خنده به ریش و زخمی که از پا در آورد و ریشه را سوزاند. باید به او گفت که بازگرد همانجا...
-
زایل شود هر آن چه به کلی کمال یافت ؛ عمرم زوال یافت و کمالی نیافت
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1395 16:02
روز از پی روز می رود و قرار جان بی قرار، بی نشان تر می شود. روزها که به سودای پختگی، خام را خام می گذارند و می گذرند، روزها که در استکمال بی کمال تر می شوند و امید امیدواران بی بنیادتر. روزها که قماربازان را هزار مال و مکنت می ماند مگر هوس قمار دیگر، روزها که خاموش می شود سکوت طلب در کوس و بانگ دانایی و دانایان... من...
-
پرسش از سانسور
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1395 16:02
0) جناب سمیعی گرامی، به نظر نمی رسد که برای طرح پرسش از وجدان ملی ما، سانسور بزنگاه اصلی باشد. طرح سانسور به مثابه حراست از حیات و نیروهای خلاقه و شکننده ی آن، آدرسی غلط و بی مبناست، ولو چنان حراستی به راستی در آستانه ی وجدان ملی ما باشد. 1) مساله بر سر بی توجهی منتقدان سانسور به چنین امر خطیری-وجدان و امنیت ملی-...
-
قال و مقال عالمی، میکشم از برای تو
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1395 16:01
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان قال و مقال عالمی میکشم از برای تو دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار گوشه تاج سلطنت میشکند گدای تو خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند این همه...
-
اومانیسم، هرچند محال تر، اما ضروری تر
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1395 16:01
... نه گفتار کلاسیک آمریکایی از همه ی انسان ها میگوید و نه گفتار داعش از همه ی مومنان. همه ی انسان ها، کلیت انسان، یا دقیقتر بگوییم انسان بماهو و فی نفسه، همانگونه که کاشی نیز اشاره کرده، عنصر اصلی اندیشه ی عملی کانتی ست و این ارتباطی به وضع آسیب شناسانه ی گفتارهای جزیی سیاسی کنونی ندارد، که به تعبیر شما «وضعیت از هم...
-
خطر اندیشیدن و ابتذال معرکه گیری - مورد دینانی (2)
دوشنبه 9 اسفندماه سال 1395 16:00
... مساله فقط این نیست که فلسفه را عرصه ی خطیر بدانیم، به دیگر بیان مساله بر سر «دانستن»، «تفسیر» و «تلقی» از خطر نیست؛ مساله بر سر مواجهه و پایبندی به آن امر خطیر است. نه دینانی، نه شما و نه من، نمی توانیم تعیین کنیم که خطر کجاست و اصلا «چه چیز میتواند خطرناک باشد»، چه، ماهیت خطر طارد هر تفسیر و شناخت و تلقی و تعبیر...