-
خدای شاعر...
دوشنبه 23 تیرماه سال 1393 01:53
خداوند بی تردید شاعر بود و نه مهندس! چه جهان هر آینه از نو ویران میکند تمام آنچه از خود دارد را همچون بدترین ماشین ممکنی که بدترین مهندس ممکن طراحی اش کرده! هستی اما شعر است و وجود زیباترین شعری بود که خدا آن را برای خود سرود
-
بی طرفی یا بی شرفی؟!
جمعه 20 تیرماه سال 1393 22:02
در میانه ی فاجعه، بی طرفی، نشان از اخلاق و ژست علمی نیست؛ نشان از بی شرفی ست. نشان از بی شرمانه گی ست که برای خود به دنبال جعل نام اخلاق و علم است...
-
دیالکتیک فهم
چهارشنبه 18 تیرماه سال 1393 21:55
برای اینکه رخداد «فهمیدن یک موضوع» رخ دهد، باید پیشتر، «نفهمیدن آن موضوع» به مثابه شرط امکان فهم رخداده باشد. اگر چیزی را پیشتر نفهمیده باشیم، ممکن است که بتوان آن را در آینده فهمید؛ اما وقتی موضوعی را پیش از آنکه نفهمیده باشیم، یک راست و بی واسطه میفهمیم، باید به یک جای کار شک کرد!
-
هایدگر علیه هایدگری ها: تاملی در مخاطره های اندیشه ی هایدگر و وضع تفکر معاصر در ایران
دوشنبه 16 تیرماه سال 1393 09:24
1) فلسفه ی هایدگر هماره در مظان این اتهام بوده که گونه ای راست گرایی فاشیستی از دل آن برآمدنی ست. این اتهام، تا آنجا که وجهی جدلی و شخصی پیدا میکند، برای تفکر فلسفی اهمیتی ندارد. چه بسا که راست کیشی یا چپ بودن (در مقام ایدئولوژی) نیز ارتباطی با تفکر فلسفی ندارد. اما این همه ی ماجرا نیست، اگر سخنان خود هایدگر را...
-
و تو چه دانی که دوست چه ها که نتواند بود؟
دوشنبه 16 تیرماه سال 1393 00:12
بسیار خب... بگذار در آغاز کلام بگویم که من از کودکی تا کنون، از همه ی نعمت های جهان، دلداده ی یک چیزم. دیگران هوس های گوناگون دارند، بعضی هوس داشتن اسب ها و سگ های جور واجور دارند و بعضی دیگر هوس اندوختن زر و سیم و عده ای هوس کسب شهرت. اما من یک هوس دارم و آن داشتن دوست است، یک دوست خوب را به همه ی نعمت های جهان نمی...
-
دیگری و تفکر: علیبلد همچون دشمن فیلسوف!
شنبه 14 تیرماه سال 1393 18:52
تورم دانش و فلسفه دانی و زبان دانی و در یک کلام «علی بلد»بازی، وقتی به پایه ای برسد که «دیگری» و تمام سهم و تجربه اش از تفکر را به هیچ بگیرم، ولو ذهنم مخزن 20 قرن فلسفه ی غرب و شرق باشد، نا فیلسوف ترین هستنده ی هستی هستم!! البته بدیهی است که دیگری هماره دیگری خواهد ماند و من هیچ گاه نمی توانم او را به تمامی تایید - و...
-
نامش چیست؟
جمعه 13 تیرماه سال 1393 21:22
درگیری فلسفه مستقیما با افکاری نیست که در سر ما می گذرند؛ بل این مساله است که چگونه آنها را نام گذاری می کنیم.
-
هشیاری و واژگان
پنجشنبه 12 تیرماه سال 1393 13:55
در برخورد و مواجهه با زبان باید بسیار هوشیار بود، نخستین کسی که واژگان فریبش می دهند، خود گوینده-نویسنده است...
-
وقتی منفیت اندیشه تمام آنچه میشود داشت را از تو میگیرد
سهشنبه 10 تیرماه سال 1393 19:56
فلسفه برای آموختن چیزی تازه به آدمی، بهای گزافی از او می ستاند: در هم کوبیدن تمامیت منسجمی که با آن میتوان زیست! فلسفه در دقیقه ی مواجهه با مرگ و عدم به آدمی بودن را می آموزاند....
-
مخاطره و خطر، تفکر و گریز از آن
جمعه 6 تیرماه سال 1393 12:59
تفکر گاه مخاطره آمیز تر از هر کنش و عملی است. این میل بی پایان برای کاری کردن، شاید ترجمانی نداشته باشد جز گریز از تفکر. آنکه به مخاطره تن ندهد، هماره در معرض خطری بزرگ و نابهنگام خواهد ماند
-
باید چیزی گفت؟!
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1393 13:26
فرزانگان از اینرو سخن میگویند که چیزی برایِ گفتن دارند؛ ابلهان از اینرو که ناچار به گفتنِ چیزی اند. - افلاطون
-
نشانه های ویرانی تجربه
سهشنبه 3 تیرماه سال 1393 01:09
از نشانه های ویرانی و فقر تجربه، یکی هم آن است که پیشاپیش حس میکنیم که هر چیز را میتوان تجربه کرد، و این معنی تلخی دارد: اینکه هیچ «چیز خاص»ی را نمیتوان تجربه کرد..
-
تهوع...
شنبه 31 خردادماه سال 1393 21:13
حالت تهوع داشت، تمام روز داشت آینده ی شومش را بالا می آورد! استفراغ میکرد و میان قطعات آینده اش که از دهانش بیرون میریخت، تکه های طناب دار بود و سنگ گوری که نام و نشان نداشت....
-
فاجعه
جمعه 30 خردادماه سال 1393 03:14
فاجعه، واقعه ای ست که تمام شده، اما هنوز می خواهی تمامش کنی....
-
تفکر و در جهان افتادگی
پنجشنبه 29 خردادماه سال 1393 01:38
از هر طرف هم در برویم، باز محاط در جهان خود هستیم. چنگ زدن به این فیلسوف و آن فیلسوف یا این سنت تاریخی و آن سنت فکری، ما را قدمی از جهان مان و افق زمان مندمان به بیرون پرتاب نخواهد کرد. تفکر، بیش از آنکه برعهده گرفتن ایده های این یا آن فیلسوف باشد، برعهده گرفتن جهانی ست که در آن در افتادیم و یافتن شیوه ای ست که این...
-
نشانه های فهم: سکوت
سهشنبه 27 خردادماه سال 1393 21:19
از نشانه های فهم یک مساله، یکی هم این است که آدمی نتواند هر چیزی در باره ی آن بگوید. حتا هر چیز درستی. فهم شاید به همان میزان که وابسته گفتن چیزهایی درباره ی موضوعش است، وابسته به سکوت کردن درباره موضوع فهم هم باشد.
-
کلنجار، شرم و وقاحت: نوشتن
شنبه 24 خردادماه سال 1393 14:11
نوشته ای که از هر سطرش نشود بوی کلنجار نویسنده با خودش را شنید، نوشته نیست، شوخی مسخره ی نویسنده با ماست! هیچ چیز برایم مشمئز کننده تر از کیف وقیحی نیست که از خواندن متنی راحت الحقوم در فلسفه به من دست می دهد!
-
کار، فعل، از خود بیگانگی
جمعه 23 خردادماه سال 1393 22:01
کار اجباری، بزرگترین خیانتش به آدمی، دلزده کردنش است از هر کنشی. کنش و فعل، قوام وجودی به آدمی می بخشد و بیگانه کردن آدمی از کنش، همانا بیگانه کردن او از خودش است، از خود بیگانگی او... باید کنش را از انقیاد کار بیرون کشید، باید متحمل کاری مضاعف شد، باید با کنش از کار انتقام گرفت، نه با کلبی مسکلی و معلق شدن بین زمین و...
-
اندر مبالات با زبان
سهشنبه 20 خردادماه سال 1393 21:44
پیشتر چیزکی نوشتم در نقد سخنی از مصطفی ملکیان. صحبت بر سر زبان و تفکر بود و این که میل به اعمال یک پروتکول آکادمیک برای گفتن و نوشتن، آن هم به عنوان نسخه ی اخلاقی تالی های فاسد فراوان دارد، و این که این ادعا نیاز به تصحیح و تحدید دارد. حال که از این سو گفتم، بد نیست از سوی دیگر مساله هم بگویم و آن داستان بدزبانی و بی...
-
جهان تک شکل، جهان بدشکل است!
شنبه 17 خردادماه سال 1393 20:21
اینکه تمام مردم دنیا به سلیقه ی من فکر نمی کنند و نمی نویسند، نباید مایه ی ناراحتی بلکه باید دلیل خوشحالی من باشد. جهانی که در آن همه ی افراد به یک شکل فکر کنند و بنویسند، ولو آن شکل بهترین شکل ممکن باشد، به هیچ رو جهان مطبوعی نیست!
-
خطری نهفته...
شنبه 17 خردادماه سال 1393 01:35
استاد عزیزی -مصطفی ملکیان- که در شرافت و سلامت نفس شان ذره ای تردید ندارم، در مراسمی چنین گفتند: هر گوینده یا نویسنده ای وظیفه ی اخلاقی دارد گفته یا نوشته ی خود را چنان صورت بندی کند که مخاطبش به سهولت دریابد برای رد یا قبول، نفی یا اثبات، نقض یا ابرام، تضعیف یا تایید، تکذیب یا تصدیق، جرح یا تعدیل آن گفته یا نوشته چه...
-
آن مقام که تفکر طلبد...
جمعه 16 خردادماه سال 1393 13:47
تفکر صِرف فعل یا ترک فعل نیست، تفکر آداب و مبالاتی برای بودن در جهان و بودن به میانه ی موجودات و دیگران است. وقتی وجود داری، لزوما کار خاصی انجام نمیدهی و یا از کار خاصی امتناع نمی کنی، بلکه در مجاورت و نسبت با چیزهایی قرار داری و در حال تاثیر پذیرفتن از آنهاییی. مبالات در شیوه ی بودن و نسبت داشتن و اثر پذیرفتن و اثر...
-
اندر معمای خواستن
جمعه 16 خردادماه سال 1393 00:28
گاه بیش و یا پیش از این که «چیزی» را بخواهیم، نیازمند «خواستن چیزی» هستیم؛ و به دلیل فقدان آن «چیز» که بتوانیم بخواهیمش، هماره این خواستن را به تعلیق در آورده ایم. با این کار اما خود را از خواستن خلاص نکردیم، بل خواستن را معطوف به «هیچ چیز» کرده ایم: خواست نیستی. این خواست نیستی اما در آگاهی و به چشم خودمان همچون...
-
در دام زمان...
جمعه 16 خردادماه سال 1393 00:27
تز نخست: می شود به گذشته برگشت، به شرط آنکه برای آینده نخواهیمش... تز دوم: شاید ما گذشته رو بی آینده میخواهیم؛ اما خود گذشته است که نمی تواند دست از سر آینده بردارد! شاید باید گذشته را از خواستن و زندان آینده منصرف کرد تا از زندان ابدی خود رها شود!
-
فلسفه، عامه ی مردم و نمایندگان شان
سهشنبه 13 خردادماه سال 1393 12:11
... اما، در اینجا می بایست عامه ی مردم را از کسانی که اغلب خود را نماینده {ی مردم} و مفسر نظرهاشان می دانند تفکیک کرد و عامه ی مردم از بسیاری جهات به گونه ای غیر از این جماعت و حتا مخالف با آنان عمل می کنند. عموم مردم، هر بار که با اثری فلسفی رو به رو می شوند، با نوعی جوانمردی فطری، ترجیح میدهد مسئولیت آن را بپذیرند،...
-
چرا فلسفه بی ربط به زندگی عادی ما نیست؟
سهشنبه 13 خردادماه سال 1393 12:11
پای فلسفه یه یک دلیل ساده می تواند به زندگی هر روزه ی ما باز شود: درگیری همیشگی آن با انسان همچون انسان - چنانکه سقراط می گفت- و مساله ی حقیقت، که مساله ی انسان همچون انسان، است!
-
هراس از کلمه
یکشنبه 11 خردادماه سال 1393 22:10
بله رییس! هستند آدم هایی که ساعت ها حرف می زنند تا کلمه ای حرف نزده باشند. آنها برای حرف نزدن از این می ترسند که سکوت کنند، چون سکوت تمنای گوش هاشان برای شنیدن را به سرحداتش می رساند. پس یک بند سخن می بافند و از هر دری می گویند، تند و پر شتاب، به واژگان شان دقتی نمی کنند و برای یک کلمه، هزار مترادف کنار هم می چینند....
-
مساله جان های آزاد
یکشنبه 11 خردادماه سال 1393 22:09
زندگی پر است از چیزهای غیرمهم برای جدی نگرفتن و به همان میزان تهی از چیزهای مهم برای جدی گرفتن! از همین روست که مساله زندگی، در درجه ی نخست، مساله ی ارزشمندی امور و اولویت بندی هاست: مساله ی سلسله مراتب، مساله ی جان های آزاد - به تعبیر نیچه-
-
انتزاع و انضمام
یکشنبه 11 خردادماه سال 1393 22:08
برای التفات و آگاهی از یک مساله ی بنیادین هماره باید به خانه تکانی ذهن و زبان دست زد. باید مسایل اضافی را بیرون ریخت و به خوبی روی مساله ی اصلی تمرکز کرد. اما این همه ی کار لازم برای یک التفات فلسفی نیست. در فلسفه، فرآیند خلوت کردن ذهن، هماره مرحله ی مازادی نیز دارد، مرحله ای که در آن باید علاوه بر مسایل و اتفاقات...
-
حرکت، نظریه، تفکر
جمعه 9 خردادماه سال 1393 02:58
تفاوت ظریفی ست بین تفکر و صادر کردن نظریه های جدید. چه بسا هر تفکری نیازی ضروری به بستاری نظری داشته باشد و همین بستارهای نظری بتوانند حدود و حالت ظهور تفکر را تعیین کنند، اما این دلیلی بر این نیست که با صدور و یا از بر کردن فهرست بلندی از نظریه ها، اندیشه ها و یا حتا شیوه های گوناگون اندیشیدن را نزد خود داریم. بدون...